طعم بيادماندنی


شايا خودش شير درست!

- شایا داره تمرین میکنه کارهای مربوط به خودش را شخصا انجام بده و زمانش هم فرقی براش نداره مثلا اگر نصفه شب بلند بشه و دلش شیر بخواد ، باید بغلش کنیم ببریمش خودش شیشه شیرش را بشوره و بعد خودش  توش شیر بریزه و بعد بهم بزنه و بعد حتما خودش بره روی تخت دراز بکشه و شیر بخوره! حالا در تمام این مدت چشماش از زور خواب داره روی هم می افته، ولی اصلا قبول نداره شیشه شیرآماده را براش توی تخت ببریم.

شایا 22 ماهه که اینجوریه من نمی دانم در 10 سالگی می خواد چه کارهایی انجام بده؟! خوشبختانه این قسمتش به من نرفته .من تقریبا و تحقیقا  تا وقتی که ازدواج نکرده بودم ظرف نشسته بودم!!

 

- شرم از گناه بدتر است.چون گناه يعنی : من اشتباه كردم .در حالیكه شرم يعني من اشتباه هستم!

 

- انسان به آرزوهایش نمیرسد بلکه به هدفهایش می رسد.هدف های واقعی که زمان و مقدارش مشخص شده باشند.


مانا

تعادل و توازن مانايی

- دیشب فیلم زندگی آدری هپبورن را از کانال mbc4 نگاه میکردم.در قسمتی از فیلم آدری هپبورن به مادرش گفت:

 I like it when you smile. cause I feel so safe.

برام عجیبه که در مورد مانای 31 ساله هنوز هم همینطوره و وقتی مامان و بابام را خندان می بینم احساس امنیت میکنم .  

فکر میکنم در مورد عموم آدمها هم همینطور باشه.وگاهی متعجبم که وقتی یک کار به این سادگی اینقدر میتونه توی روحیه بچه هامون اثر مثبت بگذاره چرا همیشه نمی خندیم؟چرا همیشه در لحظه نیستیم؟

امروز امتحان کردم.با شایا از صبح خندیدیم.دو برابر همیشه پرید توی بغلم و بوسیدم.پاداشم را گرفتم.

 

-         می دانید احساس امنیت انسان کی شکل میگیره؟ در 14 ماه اول زندگی و بستگی به رفتاری داره که والدین با نوزادشون دارند.وقتی توی کلاس  دیروز صحبت از یک سال اول زندگی شد به اندازه تمام صورتم لبخند می زدم.خوشحالم که قبل از اینکه شایا به دنیا بیاد این اطلاعات را داشتم ."والدین بعد از این" لطفا قبل از بچه دار شدن حتما مطالعه کنید.بعدا احساس بهتری پیدا میکنید.

-         از مجموعه بازیهای ادراکی-حرکتی قسمتی مربوط به بازیهای توازن و تعادل است  مانند راه رفتن روی تخته تعادل و یا پریدن روی تخته پرش و ...شایا هر روز تمرین این بازیها را درخانه داره با این تفاوت که به جای تخته تعادل و یا پرش از "من " استفاده میکنه. یا روی ران پاهامه و از این پا به روی اون یکی می پره  یا روی  آنها می ایسته و دست هاشو ول میکنه و من باید در حالیکه نشستم پاهامو تکون بدم و اون مواظب باشه تا نیفته! خلاصه من فعلا نقش تخته تعادل و توازن خانواده را بازی میکنم!


مانا

کو گوش شنوا؟

-       یک مطلب جدید راجع به  عادت  یاد گرفته ام.اگر می خواهید چیزی جزو عادتهای شما شود باید 21 روز به صورت مداوم انجامش دهید تا در مغز به عنوان عادت پذیرفته شود.مثلا وقتی می خواهید ورزش را  شروع کنید اگر بخواهید 3 بار در هفته و هر بار 2 ساعت انجامش دهید ممکنه 10 روز بعد از سرتان بیفتد، درصورتیکه اگر قرار بگذارید از زمان خیلی کم شروع کنید(مثلا 15 دقیقه) ولی هر روز این کار را ادامه دهید و به 21 روز برسانید ،ورزش کردن جزو عادات شما در آمده است. و کاری را اگر 6 ماه به طور مداوم انجام دهید ترک کردن آن بسیار سخت میشود.

-         مطلب بالا را چند روزه دارم به خودم میگم بلکه ورزش کردن را شروع کنم ولی کو گوش شنوا؟

شایدم از فردا شروع کردم.شاید...

- عشق به زندگی را در کودکان تقویت کنید:

در سالهای اول زندگی هرگز درباره حوادث بد،ناگوار و تلخ صحبت نکنید.مراقب فیلم ها،برنامه های تلویزیونی و اخباربد باشید و از انسانهای دیگر به بدی یاد نکنید.

- نکته: اگر کسی حقیقتا می خواهد زندگی را برای خود تلخ کند،کافی است یاد بگیرد خودش را با دیگران مقایسه کند!                                  ازکتاب ارتباط بدون خشونت

 

 


مانا

آدم برفی؟ سرسره بازی؟...

شایا و آدم برفی

 

 

-         اگه توی خونتون یک سرسره برای بچه های 1 تا 5 ساله دارین، حواستون باشه که 50 بار پشت سرهم از پله هاش بالا نرین و لیز نخورین! چون مثل من میشین که دو روزه هر بار نفس میکشم زیر قفسه سینه ام چنان دردی میگیره که آه از نهادم درمیاد، چه برسه که بخوابم خم و راست بشم!!البته ناگفته نماند که سرسره بازیش آی حال داد!آی حال داد!

-         همه حرفهایی که برای این پست آماده کرده بودم ، یادم رفته!!

-         کتاب الگوی کودک سالم کتاب معرکه ای است که خوندنش را به همه والدین پیشنهاد میکنم که بر اساس دیدگاههای آلپورت، فرانکل ،فروم، راجرز،و مازلو درموسسه پژوهشی کودکان دنیا تهیه شده است.دلم می خواهد گاهی بعضی از مطالبش را اینجا بنویسم:

به نظر آلپورشخص سالم توانایی فهمیدن دردها، هیجانات،ترس هاو شکست های خود و دیگران را دارد.حس هم دردی زاییده گسترش تحلیل و احساس های شخص از مفهوم گسترده انسانیت است.

کودکی که هم دردی را می آموزد،در برابر رفتار شکیبا میشود.درباره آنها قضاوت و داوری نمیکند و کسی را محکوم نمیکند.

کودکانی که نمیتوانند احساسات خود را در زمان مناسب نشان دهند و یا احساسات آنها سرکوب میشود،در بزرگسالی دچار رفتارهای ناخوشایندی میشوند.این افراد معمولا نمی توانندهیجانات خود را کنترل کنند.به شدت عصبانی میشوند یا مرتب در حال قهر کردن هستند،لجبازند و یا حسادت های بیمارگونه دارند.


مانا

خداحافظی با شاشا

-         شایا از وقتی شروع کرد به صحبت کردن اسم خودش را " شاشا" میگفت.من عاشق شاشا گفتنش بودم.کوچکتر که بود با دستش خودش را نشان میداد و میگفت :شاشا.الان چند روزه که بیشترخودش را شایا صدا می زنه و می دونم که تا چند روزه دیگه از شاشا خبری نیست.این مرحله هم مثل برق و باد داره میگذره.دلم برای شاشا گفتنش تنگ میشه...

-         کتابی می خونم به اسم ارتباط بدون خشونت- زبان زندگی .نوشته مارشال روزنبرگ که در مورد یک شیوه ارتباطی است که موجب شکوفایی محبت میشود. قسمتی از یادداشت های روزانه خانم اتی هیلسم که حتی در ارودگاه کار اجباری آلمان نازی محبت و همدلی خود را با افسران گشتاپو از دست نداد-مرا خیلی تحت تاثیر قرار داد:

من به این سادگی ها نمی ترسم.نه به خاطر اینکه شجاع هستم بلکه به این دلیل که می دانم با انسان طرفم.پس باید با تمام قدرت تلاش کنم تا هر آنچه را که هرکس انجام میدهد ، بفهمم.همانطور که امروز صبح رفتار خشن و فریاد افسر جوان گشتاپو مرا خشمگین نکرد.حتی برعکس محبت حقیقی را حس کردم و می خواستم بپرسم"آیا دوران کودکی تلخی داشته ای؟ آیا همسرت ترکت کرده است؟" بله، او آسیب دیده و طرد شده بود.من می بایست او را دوست داشته باشم تا بتوانم در اولین فرصت درمان او را شروع کنم...

 

پ.ن: دلم میخواست یک پست طولانی بنویسم ولی ساعت از 2 نصفه شب گذشته...حرفهای ناگفته ام باشه برای بعد.

 


مانا

رفتار های محبت محور

این نوشته برداشتی آزاد از کلاس رفتار با کودک - آقای سلطانی است:

بزرگترین نیاز کودک محبت است.تا جایی که تحقیقات نشان داده که تعدادی از  بچه هایی که در دوران نوزادی در آغوش گرفته نمیشوند بدون دلیل دیگری میمیرند.

رفتار های محبت محور:

- بازی: بهترین ابراز محبت به کودک بازی است. 10 دقیقه با کودک بر روی تخت بالا و پایین بپرید، مثل این است که 10 دقیقه پشت سرهم به او گفته اید که دوستش دارید.البته برای کودک زندگی بازی است و درنتیجه اگر ما قواعد بازی مورد علاقه کودک را در زندگی پیاده کنیم، بزرگترین نیاز کودک را برآورده کرده ایم.

- نوازش: دومین رفتار محبت محور نوازش است. تا می توانید بچه ها را نوازش کنید.تا دو سالگی بچه ها مدام در آغوش پدر و مادر باشند و حتی با آنها تماس پوستی داشته باشند تا احساس امنیت کنند.

- نوازش چشمی:نگاه ما به کودک خیلی مهم است.با احساس به بچه ها نگاه کنیم.آنها را ببینیم.وقت حرف زدن به چشمشان نگاه کنیم و همیشه با صورت خندان. وقتی با بچه ها حرف می زنید کار های دیگرتان را متوقف کنید.به تلویزیون نگاه نکنید! روزنامه نخوانید! ظرف نشویید! فقط به چشم بچه نگاه کنید

- نوازش کلامی: بچه ها را همیشه شاد و خوشبخت ببینیم و با آنها بدین گونه صحبت کنیم.حرفهای زیبا بزنیم.پشت هر کلمه ما چه احساسی داریم.کودکان احساسات ما را درک میکنند.مواظب جملاتمان باشیم.

لازمه این نوع برخورد ، احساسات خودمان است:

چقدر خودمان را نوازش میکنیم؟چقدر به چشم خود نگاه میکنیم؟ آیا با خودمان مهربانیم؟آیا با همسرمان در طول روز نوازش پوستی داریم؟ چشمی چطور؟ آیا نگاه عاشقانه به هم میکنیم؟آیا از کلمات زیبا  و آرام بخش استفاده میکنیم؟ چه گفتگویی در خانواده ما جریان دارد؟ غر زدن؟گله؟شکایت؟غیبت؟

یادمان باشد که بچه ها آن چیزی می شوند که ما هستیم و نه آنچه که ما می خواهیم.

 

 

 


مانا

وقتی مترجم مخصوص خراب ميکنه!

-         شایا تقریبا همه چیز میگه ولی وقتی برای کسانیکه آشنایی با حرف زدنش ندارند چیزی را تعریف میکنه من هم به عنوان مترجم باید حضور داشته باشم و دوباره حرف هایی را که زده براشون تکرار کنم! البته می دونم که برای همه بچه ها این حالت وجود داره و خیلی طبیعیه.ولی حال یک بچه را درک کنید که 4-5 تا جمله را برای کسی تعریف میکنه و بعد طرفش به جای اینکه جواب اونو بده زل میزنه به صورت مادرش تا کلمات را دوباره براش تکرار کنه.

-         گاهی شایا توی خونه صدا میزنه مانا خوشدله(خوشگله). یا ددی خوشدله.

-         با وجود اینکه من مترجم مخصوص هستم ولی خودم هم گاهی کم میارم:

شایا روی مبل نشسته بود و baby tv نگاه می کرد.به من گفت: بونن  بونن.دنبال کلمه بونن گشتم.توی تلویزیون دوتا پنگوئن بودند با یک موز بازی میکردند.با قیافه یک کاشف معروف گفتم:آهان banana موز.گفت: بونن  بونن.بازم فکر کردم.دوروبرم را گشتم .بونن یعنی چی؟ آخرش شایا ی نا امید از من گفت: کنترل  بونن. گفتم آها با کنترل صدای تلویزیون را بلند کنم؟!

-    چند روز پیش توی یک کلاس که راجع به ذهن صحبت میشد*داوطلب شدم در حالیکه جیغ میکشم از روی صندلی های شرکت کنندگان کلاس بپرم و بالای کمد انتهای کلاس بشینم!! آی کیف داد.تا حالا یک کلاس 50 نفره با یک استاد 60 ساله را از نزدیک سقف نگاه نکرده بودم!!

*کلاس هوش متعادل عاطفی مدرس محمود سلطانی

 


مانا

ديوارهای خانه ما

درست حدس زدین.این قسمتی از ستون و دیوار نشیمن خانه ماست!!  البته فکر نکنید که من هر بار بهش نگاه میکنم آه از نهادم درمیاد.برعکس هربار که نگاهش میکنم کیف میکنم و تازه شایا را تشویق میکنم که بازهم آثار هنری جدیدی خلق کند.

پ.ن: من دیگه از خیر پینگ کردن گذشته ام.خسته شدم اینقدر پینگ کردم و آب از آب تکان نخورد!


مانا