طعم بيادماندنی


مانا ماند

- خوشحالم که هم اسم های عجیب و معروف زیاد دارم!

 

 

- من کلاس بازی رفتم،.توی وبلاگ بازی مطلب می نویسم،هر روز از خواب که پا میشم دارم فکر می کنم که چه بازی جدیدی با شایا انجام بدم، ولی با این حال وقتی بازیهای مامانم با شایا را می بینم کیف می کنم.مامانم میتونه هر لحظه یه کاری انجام بده که شایا از خنده ریسه بره و با هر وسیله ای یک بازی مفرح برای شایا ترتیب میده.پاداششم میگیره. شایا چپ میره ، راست میره مامانمو بغل میکنه و می بوستش.


مانا

يک پست اطلاعاتی!

- این عکس  آقای هوارد هیوز میلیونر معروف هالیوودی است که فیلم  aviatorاز زندگی شخصی او ساخته شده.

شما  اگر به جای آقای اسکورسیزی بودین، از لیوناردو دی کاپریو برای ایفای این نقش استفاده می کردین؟ بعضی وقت ها آدم نمی دونه چی باید بگه!

 

- اگه می خواهید بدونید که 100 جایی که قبل از مرگتون باید ببینید کجاها هستند به این سایت سری بزنید.http://www.essential-architecture.com/

من که خجالت میکشم بگم چند تا شو دیده ام.

 

- چند جمله معروف در مورد خلاقیت:

"There are no problems - only opportunities to be creative."
Dorye Roettger

"To live a creative life, we must lose our fear of being wrong."
Joseph Chilton Pierce

"I am always doing that which I can not do, in order that I may learn how to do it."
Pablo Picasso


مانا

طعمه!

- چی میشد اگه این همه دانشمند با آی کیو های نجومی به جای اینکه راجع به سفر به مریخ و خانه سازی در ماه و فرستادن ماهواره به زحل تحقیق کنن، چند تاشون جمع میشدند ویک فکری به حال پشه های خانه ما می کردند.جالب اینجاست که من و شایا هر چقدر هم لباس پوشیده بپوشیم باز هم پشه ها میان  به سراغ ما و کاری به کار شوهر جان که پهلوی ما و با یک شلوار کوتاه  خوابیده ندارند.

نخوابیدن تا صبح و خارش پوست اونقدربرام مهم نیست ولی وقتی می بینم شایا توی خواب از شدت خارش به خودش می پیچه و دست و پاهاشو به تخت می کوبه، دیوانه میشم. اینجاست که از روش طعمه  استفاده میکنم! یعنی پاچه های شلوارمو بالا میزنم و دست ها و پاهامو روی هوا میگیرم تا پشه به جای صورت پسرم به سمت من بیاد و بتونم دستگیرش کنم!

- چند هفته ای میشه که شایا یاد گرفته از کلمه "نه" استفاده کنه.اینقدر بامزه می گه "نه" که من از خنده روده برمیشم.درسته که کارهامون سخت تر شده:

-         شایا بریم پوشکت را عوض کنیم؟

-         نه!

-    شایا برگردیم خونمون؟

-    نه!

-         شایا جون از حموم بریم بیرون؟

-         نه!

ولی هر بار که "نه " میگه از ته قلب کیف میکنم .با صدای بچه گانه ولی خیلی محکم و جدی می گه: "نه".

- مرسی از همه کسانیکه  در پست قبلی نظراتشون را راجع به گذاشتن یا نگذاشتن عکس در وبلاگ، بهم گفتند.

 

 

 


مانا

مانا

چند تا مطلب راحع به اسمم بگم:

-         اسمم را خیلی دوست دارم

-         اسم وبلاگم از یه تبلیغ گرفته شده.ماکارونی مانا: طعم به یاد ماندنی(این را برای اونهایی که ایران نیستند توشتم) اولین بار هم بابام این لقب را بهم داد.

-         توی لینک های فتوبلاگ شایا نوشته شده: مامان خوشگلم. هر چقدر از شوهرم خواستم که تغییرش بده به "مامانم" حرفمو گوش نکرد!فتو بلاگ شایا را شوهرم می نویسه. یادتون باشه مثل مریم بهم نگین:عجب اعتماد به نفسی!

 چند وقته فکر می کنم آیا بهتر نیست که عکسمو توی وبلاگم بذارم؟

برای هر دوست ناشناسی که وبلاگشو می خونم یه تصویر توی ذهنم دارم که نمی دونم از کجا به این شکل در میاد؟ مثلا توی ذهنم خانم حنا موهای قهوه ای و فرفری داره. یا نازی که همیشه توی ذهنم موهای بلندی داره و باد هم توی موهاش پیچیده و با لبخند نگاهم میکنه.

ساروی کیجا قضیه اش فرق داره.عکسی که از خودش گذاشته 180 درجه با تصوراتم فرق داشت.کم کم دارم به قیافه اش عادت می کنم و وقتی ازش مطلبی را می خونم با چهره واقعیش به ذهنم میاد.

حالا دارم فکر می کنم که بهتره کسانی که منو ندیده اند مانای واقعی را بشناسند یا با همون تصویر ذهنی خودشون من را تجسم کنند؟

 


مانا

خلاقيت

درسته که  رشته معماری مساوی است با خلاقیت و عموما کارهای ما با خلاقیت همراهه ولی در خلال خواندن کتابی در مورد پرورش خلاقیت به ابن نکته رسیدم که ما چقدر از این موضوع کم می دونیم و جای دو واحد پرورش خلاقیت چقدر توی دانشگاهمون خالیه.

خلاقیت فقط مربوط به رشته های هنری  و یک سری مشاغل خاص نیست.خلاقیت توی زندگی همه تاثیر داره.مثلا مادر و پدر خلاق وقتی یک مشکل تربیتی با فرزندشون دارن، ده تا راه جدید را امتحان می کنند تا بالاخره یک روش تاثیرشو روی کودک بذاره و یا زن و شوهری که با هم سر یک مورد مساله دارند، برای حل آن روش های مختلفی را امتحان می کنند. در حالیکه اکثر انسانهای معمولی توی حل یک مساله پیش پا افتاده با همسرشون درجا می زنند.

یا معلم های مدرسه، که اگر خلاق باشند می تونند روش های مختلفی را برای تدریس به بچه ها امتحان کنند.تا یک درس خاص برای همه بچه های کلاس جا بیفته.

در ضمن مطمئنم کلاسهای پرورش خلاقیت یکی از شیرین ترین و باحال ترین کلاس های درسی توی هر مقطعی خواهد شد.

چند تعریف لذت بخش از خلاقیت:

خلاقیت خوش بودن است.

خلاقیت آواز خواندن با نت های خویش است

خلاقیت دست دادن با آینده است

خلاقیت دوباره نگاه کردن است

خلاقیت صحبت کردن و گوش دادن به یک گربه است

خلاقیت وارد آبهای عمیق شدن است

خلاقیت وصل کردن دوشاخه به پریز خورشید است.


مانا

مسئوليت

این عکس دست شایا بعد از یک رنگ بازی هیجانی با من و پدرش است ، که بابای شایا آن را در فتوبلاگش گذاشته بود. این عکس برای من یاد آور تمام لحظات خوب نقاشی خانوادگی بود.یک هیجان مشترک سه نفره  که تبدیل به تابلو قشنگی بر روی دیوار پذیرایی خانه مان شد.

امروز این عکس برای من معنی دیگری دارد.پست جدید نازی خانمی از برکلی با عنوان promise of life راجع به این عکس است. http://nazykaviani.blogspot.com/2007/07/promise-of-life.html 

هر چند که بعد از خواندن متن بسیار ذوق زده و احساساتی شدم که زن بی نظیری مانند نازی از من  اینگونه یاد کرده است بیشتر به این فکر کردم که اگر شایا ی 20 ساله این متن را بخواند آیا همین گونه فکر می کند؟

 

نازی عزیز انرژی امروز من 10 برابر روز قبل است.این عکس را چاپ می کنم و به دیوار خانه ام می زنم تا هر بار که به آن نگاه کنم به یاد آورم که این عکس نمادی از مسئولیت سنگین و در عین حال شیرین مادری ام است.

 


مانا