طعم بيادماندنی


رویاهای کودک درون

- دیروز کاملا اتفاقی در کانال vh1 آهنگ خاطره انگیزی را شنیدم که منو برد به 10 سالگی.اسمشi just died in your arms   و مال گروه cutting crew  بود.نمی تونم توصیف کنم احساساتم را در اون لحظه.مثل یک مدیتیشن بود که تمام اعضای بدنم راریلکس  کرده بود

 

احساس می کردم یک توده انرژی در تمام بدنم وول می خوره و حالمو هر لحظه بهترمیکنه.نمی دونم این مانای 10 ساله بود که داشت با آهنگی که دوست داشت حال می کرد و یا مانای 31 ساله؟

 

عالی بود.

 

- از گذشته گفتم یادم اومد 7 سالم بود و ویدیوی بتا ماکس داشتیم .در یکی از نوارهای شو  خواننده ای فرانسوی  بود به اسم شیلا.این خانم با چهار تا مرد که لباس های براقی پوشیده بودند می رقصیدند.یادمه عاشق این ویدیو کلیپ بودم و هیشه فکر میکردم شیلا خوشگل ترین زن دنیاست و وقتی که من بزرگ بشم می خوام شکل اون بشم! و با اون آقاها همون شکلی برقصم!! ویدیوی بتاماکس که کنار رفت ،دیگه ندیدمش تا 13-14 ساله بعد یکبار کاملا اتفاقی دریک مهمونی دوباره همون ویدیو را دیدم.با این تفاوت که شیلا نه تنها خوشگل نبود بلکه صورت پر از چین و چروکی داشت و سنش خیلی هم بالا بود! باورم نمیشد که این زن، همون زن رویاهای کودکی منه.هنوز هم باورم نمیشه...

 

- قسمت آخر کامنتی که نادر برای خانم شین در پست قبلی اش گذاشته بود داغ دلمو تازه کرد.من از فیلم های خشن، سریال های بکش بکش ، زد و خورد توی فیلمها خوشم نمیاد.اصلا خوشم نمیاد.وقتی فکر میکنم که شاید 80- 70 درصد فیلم ها پر است از این صحنه ها حالم بد میشه. وقتی می بینم نصف سریال های تلویزیونی د رمورد "جنایته" حالم بد میشه.وقتی می بینم بچه های کوچک تیر اندازی میکنند و همدیگه را میکشند حالم بد میشه.( حتما "ما "بزرگتر ها یادشون داده ایم دیگه ، بچه ها که فطرتا قاتل نیستند!)

 

 دنبال چند تا انیمشن خوب برای بچه ها میگردم که در اونها نقش منفی و بد وجود نداشته باشه.می خوام ببینم میشه یک انیمشن خوب کار کرد در حالیکه لزوما  یکی توش " آدم بده نباشه" یا حتی " حیوون بده"!! یعنی اینقدر سوژه های خوب کمه؟ حتما باید یکی بدجنس و بد ذات باشه تا فیلمنامه جذاب بشه؟

 

مگه دیدن خشونت چقدر لذت بخشه؟ اصلا چرا اینقدر زیاده؟

 

برای من این هم یک رویاست: دنیای بدون خشونت

 

مانا

ما

     ma

            

-            اینقدر عکس سه تایی توی دوربین خودمون کم داریم که وقتی این عکس را دیدم کلی ذوق زده شدم و حیفم اومد که اینجا نذارمش

 

-         دلم می خواد هرکسی که اینجا را می خونه "ما" واقعی را توی ذهنش مجسم کنه.

-         البته مطمئن نیستم که " من" واقعی وقتیه که تازه از خواب پا شده ام و یا وقتیه که دارم میرم مهمونی!!!

  

پ.ن: آخیش!  راحت شدم


مانا

100

صدمین پست برای تو 

شایای عزیزمن

 

مرسی از آمدنت

 

مرسی از با ما بودنت

 

مرسی از لحظه های خوشی که به ما دادی

 

مرسی از اینکه دیروز صبح که از خواب پا شدی اولین جمله ات این بود" گوربونت بشم مانا"

 

مرسی از اینکه دیشب کلی از اسباب بازی هایت را به من " عیدی" دادی.

 

مرسی از خنده هایت.حتی از گریه هایت.

 

از اینکه یک دقیقه عاشقم هستی و دقیقه ای بعد به من می گویی" از کنارم برو"هم  کیف میکنم.

 

عاشقانه کیف میکنم  و به احساست  احترام می گذارم.

 

شایا جونم

 

تو بهترینی برای من

 

مرسی

  tooty -  shaya    

شایا  و توتی درحال گفتگو  در  خیابانهای دوبی!


مانا

اولین هشتاد و هفتی

 - بالا خره زندگی از ازمروز برگشت به روال همیشگی اش.امروز دوباره  صبح بیدار شدم و در تنهایی خودم کتری را زدم و اومدم یک دوری در وبلاگستان زدم و بعد هم قهوه ام را ریختم و آب سرد هم بهش اضافه کردم و نشستم پشت کامپیوتر.

 

درسته من هنوز قهوه و چایی را با آب سرد می خورم!! واقعا طاقتشو ندارم بعد از ریختن چایی یا قهوه یک مدت صبر کنم تا خنک بشه بعد  بخورمش.خب چه کاریه؟! از اول آب سرد میریزم توش تا بعد از ریختنش خوردنشو شروع کنم!

 

-         تعطیلات خیلی خوش گذشت.یک هفته دوبی بودیم و دو روز هم مشهد. شایا هم حسابی کیف کرد.الان بیشتر بازی هاش در نقش خلبانه.

-         رفتن به خرید یکی از تفریحات مورد علاقه منه.مهم نیست که خرید بکنم و یا نه. از گشتن درون مال ها و حس و حال خرید و بعد از گشت زدن های مفصل  رفتن به یک کافه یا رستوران و استراحت کوتاه بعدش لذت می برم.     بعد از تولد شایا مدل گشت زدن هام فرق کرده.الان بیشتر دوست دارم توی مغازه های لباس بچه یا اسباب بازی فروشی ها دور بزنم. اونقدر که من از خرید یک اسباب بازی کیف میکنم فکر نکنم شایا به پای من برسه.مثل بچه ها از دور که یک اسباب بازی فروشی می بینم چشمام برق می زنه!

-         در نظر دارم کتاب هفت عادت مردمان موثر را خلا صه نویسی کنم و در اختیار همکارانم قرار بدم. شاید هر بخشش را توی یک پست جداگانه در اینجا هم بنویسم.

-         قسمتی از این کتاب:

متخصصین روابط تخمین زده اند که تنها 10 درصد از ارتباط ما به کلامی که بر زبان می آوریم ارتباط دارد. 30 در صد به لحن صدا و 60 درصد به شیوه حرکات جسم ما مربوط میشود.

 

- دارم سعی میکنم شنونده بهتری باشم


مانا