طعم بيادماندنی


جهان در پوست گردو!

-  در جواب چند کامنت: کلاس زبان رندگی یا ارتباط بدون خشونت دوره ای است  که می تونید در آن مکالمه ای را یاد بگیرید که بر اساس همدلی پایه گذاری شده و با توجه به احساسات و نیاز های دو طرف مذاکره شکل میگیره.

استفاده از این نوع مکالمه برای کسانی مثل من که روش های قدیمی حرف زدن درآنها جا افتاده ، سخته و نیاز به تمرین زیادی داره.ولی به نظر میاد که می تونه خیلی موثر باشه

مارشال روزنبرگ پایه گذار این مکتب از شاگردان راجرز( روانشناس معروف انسانگرا) بوده . سایت اصلی آن   http://www.cnvc.org  و سایت زبان زندگی در ایران http://www.zabanezendegi.com/   

 

 

-         اگر کسی تمایل داره که نظریات روانشناسان انسانگرا را با متنی روان و ساده بخوانه کتاب " روانشناسی کمال"  دکتر دوآن شولتس را حتما پیشنهاد میکنم.در انتهای هر بخش نویسنده نقد جالبی نیز از الگوی مورد بحث ارایه داده است.الگو روانشناسانی چون آلپورت - راجرز- فروم- مزلو-یونگ – فرانکل – پرلز

 

-         کتاب " جهان در پوست گردو" نوشته استیون هاوکینگ هم از آن کتابهایی است که  مدتهاست در دستمه. از اونجایی که من علاقه زیادی به فیزیک دارم ولی متاسفانه چیز زیادی هم ازش سر در نمیارم ،  این کتاب قراره که آنچه که من نمی دونم و دوست دارم بدونم را بهم یاد بده! هر چند هنوز هم به نظر من متنش کمی مشکله و یا شاید هم از بی استعدادی فیزیکی منه!

 

-         کتاب " بازی ها" اریک برن را هم برای چندمین بار شروع کردم و هنوز هم تمومش نکردم! هرچند مباحثش را خیلی دوست دارم.  ولی خواندن آن همه " بازی" و " سیاه بازی" که تک تک شون را در بیشتر آدمها میشه دید، منو دچار سرسام میکنه.

 

-         " کافه پیانو" خوب بود.بهم یاد داد  که مکالمات روزمره انسان با خودش  می تونه چقدر جذاب باشه و خوندنش برای دیگران هم لذت بخش.

 

 

-         " عطر سنبل بوی کاج" را خوندم و خندیدم

 

-         بی خیال !


مانا

رعد و برق دیسکویی

-         الو . سلام.  چطوری؟  خوبی؟ مواظب خودت باش. خدافظ  : مکالمه شایا پشت تلفن

 

-         اینقدر اینجا ننوشتم که جوهر کامپیوترم داره خشک میشه!

 

-         چقدر کلاس زبان زندگیمو دوست دارم.   از این لحظه تصمیم جدی گرفتم که حتما تمرین کنم.شما هم کمکم کنید.باشه؟

 

-         چقدر دریای شمال کیف داد.آخر هفته.  یک طوفان عجیب و غریب هم تجربه کردیم. به مدت یک ساعت آسمان پشت سر هم روشن و خاموش میشد.انگار توی دیسکو نشسته ای.فقط فرقش این بود که وحشت زده و بدون برق این صحنه ها را نگاه میکردی.و مدام  آرزو میکردی که بچه ها بیدار نشوند تا این رعد و برق شگفت انگیز را ببینند!!

 

-         به جای اینکه با کلمه " اما" به صورت فرد عصبانی سیلی بزنید ، با او همدلی کنید.

             از  کتاب ارتباط بدون خشونت نوشته مارشال روزنبرگ ترجمه کامران رحیمیان

 

 


مانا

زندگی همینه

-         راهرو جلوی در خانه ما ، پر شده از سبد گل و تاج گل.  چند شب پیش عروسی دختر همسایه مان بود

-         راهرو جلوی در خانه مامان و بابام، پر شده از سبد و تاج گل .  چند روز پیش پسر همسایه شون در سقوط هواپیما جانشو از دست داد.

-         از راهروی جلوی در خانه  ما،  مدام صدای تبریک و موزیک شاد بگوش میرسه.

-         از راهروی  جلوی در خانه مامان و بابام، با اینکه رفت  وآمدهمسایه شون  خیلی زیاده، یا صدای ناله میاد یا هیچ صدایی نمیاد.انگار نه انگار که  50 – 60 نفر داخل آن خانه هستند.همه ساکتند.

 

متعجبم که شایا چی  فکر میکنه؟

 

پ.ن: نمی دونم چرا پست تولد 32 سالگی ام اینجوری شد. لابد  زندگی همینه.


مانا

قبله عالم

دیروز صبح شایا خوابش میومد.  ازم پرسید: مانا هوا روشنه؟    گفتم :آره .     گفت پس تاریکش کن .می خوام برم بخوابم!

و هرچقدر هم  توضیح دادم که کار خورشید و ماه  دست من نیست، فایده ای نداشت!


مانا