طعم بيادماندنی


دو - دوشب نخوابیدم....

باورم نمیشه که ۴۵ سال از ساختن فیلم اشک ها و لبخندها می گذره...

فیلمی که باهاش زندگی کردم و دو - سه سال ابتدای دبستان هر روز از مدرسه که می آمدم به خانه نگاهش کردم.( البته تا قسمت عشقولانه کاپیتان و ماریا!! چون اون قسمت را خجالت می کشیدم که نگاه کنم!!!)

فیلمی که تا سالها شعر هاش را می خواندم و با آنها می رقصیدم.

فیلمی که ٧ بچه خانه ، تا سالها خواهرو برادرهای خود من بودند و در خیالاتم ما ٨ بچه بودیم.

فیلمی که موسیقی را به من یاد داد.

فیلمی که به من یاد داد شاد باشم و از لحظات لذت ببرم.

.

"به یاد آرم ، آنچه خواهد از جهان دلم، یاد آنها کند شادان مرا ، و شوم رها از غم!"


مانا

تفاوت دختر و پسر!!!

مجله تایم دو سال پیش مقاله ای چاپ کرد در مورد تاثیر خواهر و برادر در زندگی یکدیگر. بر طبق آن مقاله اثر پذیری کودک از والدین ١٧ درصد و یاد گیری از خواهر یا برادر بزرگ تر ٣٣ درصد می باشد.

حالا حکایت ما است... هر چقدر می خواهم به آنیتا یاد بدهم که تو دختری و نمی تونی مثل شایا ایستاده جیش کنی، باز هم تا لگنش را می بینه شلوارش را در میاره و جلوش می ایسته و می گه : جیش!!!!


مانا

مخخخخ قدیمی - می خوام جدید

آنیتا جمله های ٢ کلمه ای اش را شروع کرده

شیر می خوام.

آب بازی می خوام.

تاب بازی می خوام.

 اینو  می خوام.

می خوام.

به منوچهر می گم خدا به آینده ما رحم کنه. دخترمون از " می خوام" شروع کرده!!!


مانا

ما هم بلدیم غر بزنیم!!

دیروز داشتم فکر میکردم که وای ...دوباره هوا سرد شد، دوباره وقت بیرون رفتن باید کت این را تنش کنم ، کلاه اون یکی را سرش کنم، ژاکت این را بپوشانم ، بعد توی ماشین کت این را از تنش در بیارم، کلاه اون یکی را از سرش بردارم، بعد این بخواد ژآکتش را از تنش در بیاره چون گرمش میشه، اون یکی می خواد کلاه توی سرش بمونه چون کلاهش را دوست داره و نمی فهمه که سرش عرق میکنه و بعدا از ماشین پیاده بشه ممکنه سرما بخوره، بعد وقت پیاده شدن از ماشین دوباره همه این چیزها را تنشون کنم و ....  ای خدا پس کی تابستون میشه؟؟؟

...

با همین چند خط غر ساده ،‌حالمان کمی بهتر شد...


مانا

فرهنگ لغات آنیتا

مخخخخ = می خوام

نه خخخخ= نمی خوام

داب داب عبا... کدا....= تاب تاب عباسی   خدا منو نندازی!

ایو  چتورته = الو چطوری؟

آب ایندون= آب هندونه

با = باز ، بغل، بالا

د= در، بسته، درش را باز کن!

اینو= این ، این را، اسم این را بگو، این را نگاه کن!

ماما= مانا، این مال مانا است!( به همین صورت ددی و دادا)

اه( با کسره در الف)= بده، پاشو ، بیا، بشین، برو!

نه= آره، بله،نه!!می خوام

نانای= آهنگ، رقص، آهنگ را بزار، پاشو برقص، سوسن خانم!!!اسباب بازی را روشن کن!!!

آب بادی= آب ، آب بازی، شستن، حمام، دریا

به به = غذا ، این را می خوام بخورم، گل سر! شانه زدن مو!!!


مانا

نمایش کمدی

دیروز شایا داشت حرکات کلاس کاراته اش را به من یاد می داد و من تمرین می کردم.اون معلم بود و من شاگرد.آنیتا هم با خنده و بازی داشت حرکات را تقلید می کرد... تا اینکه رسیدیم به حرکتی که باید روی زمین دراز میکشیدم و پاهام را محکم به دیوار می کوبیدم. از آنجاییکه تا روی زمین دراز می کشم آنیتا سر می رسه و شیر می خواد، من در عین حال که پاهام را محکم و با تنفس شکمی به دیوار می کوبیدم ، داشتم به آنیتا هم شیر می دادم !!!و  هیچ کدومشون هم راضی نمیشدند که جند دقیقه ای به مامانشون استراحت بدن!

گاهی فکر میکنم اگه یه دوربین توی خانه از ما سه تا فیلم می گرفت  چند ساعت نمایش کمدی  در روز تهیه میشد؟


مانا