طعم بيادماندنی


امداد غیبی

در محیط کارحرفه ای معماری ، همیشه دو دسته معمار وجود داره.یک دسته کسانی که اهل خلاقیت و نو آوری بودند و دسته دومی که همیشه مخافظه کارند و به نظر من حاضر نیستند  با دنیا و زمان پیش بروند.دلیل عمده معماری امروز ایران و درجا زدنش شاید همین گروه دوم باشند.

 

زمانی که سر کار می رفتم همیشه برام جالب بود از جنگی که بین این دو گروه پیش میاد.گروه دوم هنوز که هنوزه مشغول استفاده از جزییات و دیتیل های 30 سال پیش هستند !( نمونه اش را هر روز در خیابانهای تهران می تونید ببینید) و وقتی هم که گروه اول دیتیل های بروز تر و با تکنولوژی امروزی طراحی می کنند نظرشون این میشه که" ساختمانهای ما را عده ای کارگر افغانی می سازند و اصلا نمی توانند این جزییات را درست و کامل اجرا کنند.بهتر است از همان دیتیل های قدیمی که تمام کارگران به آنها آشنایی دارند استفاده کنیم!"همیشه در مقابل این افراد من متعجب بودم که اگر به دلایل نابلدی و اینکه ما هنوز تکنولوژی در حد کشورهای پیشرفته نداریم کارجدیدی را انجام ندهیم پس هیچ وقت از جایی که هستیم تکان نمی خوریم و همینه که هنوزاکثر  ساختمانهای ما به روش های خیلی قدیمی ساخته میشوند.

 

این را نوشتم برای اینکه فکر میکنم ذهن ما دوست داره در جایی که همیشه بوده سیر کنه و اصولا از تغییر می ترسه. در وادی تربیت کودک هم من به همین نکته بر خوردم.وقتی مطلبی را به عنوان شروع تغییرات رفتار با کودک ذکر میکنم احساس میکنم همون آدمهای دسته اولی میان اینجا و به بهانه " پاستوریزه کردن " و " لوس کردن" و" جدا کردن "بچه تو از بچه های دیگه، در واقع نمی خواهند قبول کنند که تغییرات باید از جایی شروع بشه.وقتی من میگم دارم دنبال یک مهد می گردم که مربی اش دروه رفتار با کودک را دیده باشه و یا دلم می خواهد بچه ام تا سنی که عقلش برسه فیلم و کارتون خشن نبینه، احساس میکنم مخالفت یک عده برای اینکه بچه تو نباید متفاوت باشه از جامعه و باید بدی ها را هم ببینه از اینجا ناشی میشه .

  من میگم درسته بچه در نهایت باید وارد جامعه بشه برای همینه که دارم دنبال مهد میگردم تا از 3 سالگی بچه ام را به مهد بفرستم تا با دنیاهای دیگه و آدمهای دیگه و طرز فکر های دیگه هم آشنا بشه.ولی مطمئنم که ما به عنوان والدین باید تغییراتی در ذهن و فکر بچه های نسل جدید ایجاد کنیم.هر چند این تغییر کوچک و ناچیز باشه ولی در نهایت قدمی میشه به سوی بهتر شدن کل جامعه.اگه طرز تفکرمون این باشه  که: همه اینجورین پس تو هم باش. پس کی و کجا تغییری شروع میشه؟ منتظر چی باید باشیم؟ امداد غیبی؟

.

  پ.ن1: در اینجا  باید اقرار کنم که  همیشه از کامنتهایی که نوعی ساز مخالف میزنند بیشتر لذت می برم .چون باعث میشوند که بیشتر فکر کنم و حتما اثر مثبتش را روی افکارم می بینم. 

پ.ن 2: یاد طراحی سرویس های بهداشتی فرودگاه کیش افتادم.باورتون میشه یک تیم چند نفره بودیم که حدود 2 هفته، بر روی جزییات بزرگنمایی این سرویس ها کار کردیم و نقشه هامون محشر شد! ( برا ی گروه اول این کار 2 -3 روز بیشتر زمان نمی بره!).سانت به سانت سرامیک ها و نحوه گذاشتن سرویس ها و چگونه رد شدن لوله ها و چیدمان پانل ها و شیر ها و جاگذاری سیفون ها با در نظر گرفتن بهترین و راحت ترین روش های دسترسی به لوله ها و خلاصه تمام جزییات را با عشق کار کردیم.همراه با گروهی که همه تخصص فرودگاهی داشتند. و چقدر کیف کردیم از این نقشه ها.  فکر نکنم تا حالا نقشه هایی به این ظرافت از سرویس های بهداشتی توی ایران کشیده شده باشه! حیف شد که هنوز نساختنشون .        معماری هم عشق خودشو داره.حتی اگه در قسمت طراحی سرویس بهداشتی باشه!


مانا