طعم بيادماندنی


نیمه فرهنگی

-         ، فیلم The recruit را بالا خره بعد از سه بار دیدن توانستم تا آخر ببینم. دفعه اول شایا یک ماهش بود و تا صبح نمی خوابید و من نصفه شب  بیصدا و با زیر نویس فیلم را دیدم که به صحنه آخر هم نرسید! چه کیفی داره دیدن ال پاچینو، حالا در هر نقشی که میخواد باشه. راستی شما حاضرین اسم بچه تون را بگذارین al ?

عجیبه که در سکانسی که  لیلا و زاک توی فیلم با هم فارسی حرف می زنن خیلی خوش خوشانم میشه! بعد به خودم میگم آخه وسط یک فیلم هالیوودی دونفر دو جمله فارسی میگن تو چرا خوشحال میشی؟ و خودم هم جوابشو پیدا نمی کنم!

 

-         فیلم Out of time  را هم دیدم که فهمیدم " دنزل واشنگتن" هر چقدر هم  کارهای منفی  بکنه باز هم من نمی تونم طرفدارش نباشم!

-         کتاب بادبادک باز را یک روز و نیمه تمام کردم! متاسفانه در مورد خواندن کتاب همچنان من افراطی عمل میکنم! از خوابم میگذرم تا کتاب تموم بشه و من خیالم راحت بشه!

 

-         دلم یک فیلم صد در صد رمانتیک می خواد .از اونهایی که 2 ساعت میخکوب جلوی تلویزیون بشینم و بعد یک قسمت هایی از فیلم ضربان قلبم تند بشه و فکر کنم صحنه بعدی را از هیجان نمی تونم ببینم... .و بعد فیلم با خوبی و خوشی تمام بشه!!!

نظری ؟ پیشنهادی؟  دعوتی؟  شامی؟  نهاری؟ ...   نبود؟!

.

  

برنده بیش از بازنده کار انجام میدهد و باز هم وقت دارد

 

بازنده همیشه آنقدر گرفتار است که نمی تواند به کارهای ضروری اش بپردازد.

 

برنده  می گوید:" باید راه بهتری هم وجود داشته باشد"

 

بازنده می گوید: " تا بوده همین بوده و تا هست همین است."

 

برنده می داند که اگر به مردم فرصت داده شود ،مهربان خواهند بود

 

بازنده احساس می کند که اگر به مردم فرصت داده شود ، نا مهربان خواهند بود.

   قسمت هایی از کتاب برندگان و بازندگان نوشته سیدنی جی هریس و ترجمه مینو پرنیایی- پروین مصطفوی- انتشارات خجسته

مانا