طعم بيادماندنی


چونه

یک دستم زیر چونه امه و وقتی دستم زیر چونمه یعنی چیزی برای نوشتن ندارم.

چونمه؟ کلی به ابن کلمه خندیدم!!چونمه.چونمه.چونمه.

 

-         امروز خیلی بهم خوش گذشت.با وجود اینکه  منوچهر خیلی خسته بود و زود خوابش برد.

-         با اینکه شایا غذا نخورد

-         با اینکه baby tv  مون قطع شده بود.

-         با اینکه می خواستم برم دیدن مامان بزرگم و نتونستم برم

-         با اینکه ورزش نکردم

-         با ابنکه یک فکر قلنبه توی ذهنم بود و نمی تونستم براش تصمیم بگیرم.

-         با اینکه فشار مامانم افتاده بود پایین

-         با اینکه بابام هنوز درد بعد از عملش خوب نشده

-         با اینکه دوستم  گفت می خوان مهاجرت کنند

 ولی امروز خیلی روز خوبی برای من  بود.خیلی خوش گذشت...

 

 

امروز شایا در پارک کلی آب بازی کرد

امروز با شایا خیلی  رقصیدیم

امروز قدر دوستانم را بیشتر دونستم

امروز با مامانم بعد از مدتها یک ساعت گپ زدم

امروز با شایا خونه بازی کردیم

امروز نقاشی یک دلفین کشیدم که شایا براش پنجره گذاشت

امروز شام از بیرون گرفتیم!

امروز با شایا کلی شعر خوندیم

امروز احساس آرامش بیشتری داشتم

امروز بالاخره تصمیم ام را گرفتم

 

 

 


مانا