طعم بيادماندنی


قصه های مامان و بچه هاش(1)

بعضی از تجربه های دو تا بچه کوچک در خانه کاملا منحصر بفرده.

مثل وقتی که دوتا شون توی بغلم نشسته اند و هر دو گریه میکنند.یکی گریه میکنه که من پاشم و راهش ببرم و دیگری گریه میکنه که من بشینم و بغلش کنم.وسط این بلبشو که دارم فکر میکنم که چه خاکی به سرم بریزم(!) یک دفعه از این صحنه خنده ام میگیره.

حالا تجسم کنید مادری که  دوتا بچه هاش روی پاش نشسته اند و بلند بلند گریه میکنند و مادر بیچاره این وسط داره هرهر میخنده!!!

پ.ن:فتوبلاگ شایا و فتوبلاگ آنیتا آپدیت شده اند


مانا