طعم بيادماندنی


نمایش کمدی

دیروز شایا داشت حرکات کلاس کاراته اش را به من یاد می داد و من تمرین می کردم.اون معلم بود و من شاگرد.آنیتا هم با خنده و بازی داشت حرکات را تقلید می کرد... تا اینکه رسیدیم به حرکتی که باید روی زمین دراز میکشیدم و پاهام را محکم به دیوار می کوبیدم. از آنجاییکه تا روی زمین دراز می کشم آنیتا سر می رسه و شیر می خواد، من در عین حال که پاهام را محکم و با تنفس شکمی به دیوار می کوبیدم ، داشتم به آنیتا هم شیر می دادم !!!و  هیچ کدومشون هم راضی نمیشدند که جند دقیقه ای به مامانشون استراحت بدن!

گاهی فکر میکنم اگه یه دوربین توی خانه از ما سه تا فیلم می گرفت  چند ساعت نمایش کمدی  در روز تهیه میشد؟


مانا