طعم بيادماندنی


دو - دوشب نخوابیدم....

باورم نمیشه که ۴۵ سال از ساختن فیلم اشک ها و لبخندها می گذره...

فیلمی که باهاش زندگی کردم و دو - سه سال ابتدای دبستان هر روز از مدرسه که می آمدم به خانه نگاهش کردم.( البته تا قسمت عشقولانه کاپیتان و ماریا!! چون اون قسمت را خجالت می کشیدم که نگاه کنم!!!)

فیلمی که تا سالها شعر هاش را می خواندم و با آنها می رقصیدم.

فیلمی که ٧ بچه خانه ، تا سالها خواهرو برادرهای خود من بودند و در خیالاتم ما ٨ بچه بودیم.

فیلمی که موسیقی را به من یاد داد.

فیلمی که به من یاد داد شاد باشم و از لحظات لذت ببرم.

.

"به یاد آرم ، آنچه خواهد از جهان دلم، یاد آنها کند شادان مرا ، و شوم رها از غم!"


مانا