طعم بيادماندنی


يادم باشه.يادتون باشه

-         سرزمین عجایب را خیلی دوست دارم.شاید بازهم کمبودش توی دوره کودکی ونوجوانی ام باعث میشه الان برام اینقدرهیجانی باشه.صورت همه آدم ها سرحال و قشنگه( به جز پدر و مادر های مستاصل از دست اصرار بچه ها).یادتون باشه اگه رفتین و خواستین یه کم هیجانی بشین و بلند جیغ بزنین" ماشین کوبنده" یادتون نره.البته با اینکه من احتیاط کردم و به قول دوستان مثل فلکس آرام رانندگی کردم، دیروز گردنم از جلو و پشت درد می کرد.بعدا نگین نگفتیا!

-         من برادر نداشتم.برای همین از احساسات پسر ها در سنین مختلف خیلی کم می دونم.الان که خودم پسر دار شدم سعی می کنم هر جا حرفی از اخلاق و رفتارشون میشه توجه کنم:

دیشب در برنامه شب شیشه ای ، رشید پور را مسخره می کردند که با مادرش رفته و فیلم کلاه قرمزی را دیده.

مگه اشکالی داره؟من اشکالشو نمی فهمم ولی اگه این اتفاق باعث مسخره کردن میشه،سعی می کنم یادم بمونه.

خانم نازی توی وبلاگش نوشته بود که پسر 21 ساله اش بعد از مدتها عشقشو به مادرش با اس ام اس ابراز کرده.یعنی یه پسر جوان ممکنه سالها به مامانش نگه دوستت دارم و این فقط به خاطر سنشه. یادم باشه.

یکی از دوستان تعریف می کرد که از وقتی بچه ها بزرگ شده اند، با ما غذا نمی خورند و زیاد با ما ارتباطی ندارند.یاد خودم افتادم و دوره ای که همیشه در اتاقم بودم و در اتاقم از صبح تا شب بسته بود.این هم یادم باشه.

-      این وبلاگ بریم بازی یه کار گروهیه و قراره که نویسندگانش بازیهای خلاقی را که با بچه    هاشون انجام میدهند ، برای بقیه بنویسن.تا همه بتونن از تجربه های مختلف استفاده کنن.اگه کسی دوست داره توی بازی ما شرکت کنه،خبر بده.


مانا