طعم بيادماندنی


حرف ها

خیلی از پدر و مادرها با بیان از خودگذشتگی هاشون برای بچه ها(که در واقع همون مسوولیت های پدری و مادریشونه) بچه ها را دچار عذاب فکری و احساس گناه می کنند.ای کاش ما والدین بیشتر مواظب بار سنگین حرفهامون باشیم

قسمتی از کتاب کودک،خانواده،انسان نوشته آدل فابر و ایلین مزلیش-انتشارات نی:

اگر اجازه دهید بچه بداند شما به خاطر او در رنج و عذاب هستید هیچ لطفی در حق او نکرده اید و با کاری که می کنید به او میاموزید که نباید از خود مواظبت کند.

در خیلی از خانه ها می شنوید:

"تو که پدر مرا درآوردی!تو که می دانی اگر آنجا بروی من چقدر دلم شور می زند. خوب اگر اینقدر برایت مهم است برو!"

"تو بقیه گوشت را بخور عزیزم، تو در حال رشد هستی. به من اهمیت نده.من بالاخره یه چیزی می خورم."

"دلت شور شهریه ات را نزند پسرم. اگر قرار باشد دو برابر هم کار می کنم. تو فقط درست را بخوان."

تنها چیزی که این والدین از فرزندانشان می خواستند محبت و قدردانی آنها بود.اما فرزندان احساس قدر دانی نمیکردند.احساس انزجار می کردند.والدین حاضر بودند همه چیز شان را بدهند، درد، رنج و از خود گذشتگی- و بچه ها از شدت همه اینها به حال خفگی می افتادند.

در فکرم به خودم هشدار دادم. رنج هایی که به خاطر فرزندانم متحمل شده ام نباید ربطی به آنها داشته باشد. من هر کاری را با طیب خاطر برای آنها انجام خواهم داد. بدون هیچ توقعی از آنها.

 


مانا