طعم بيادماندنی


۱۱ شهریور

بچه که بودم توی کتابخانه مامان بزرگم کتاب زن سی ساله بالزاک را پیدا کردم.روی جلد کتاب عکس زنی زیبا رو نقاشی شده بود.یادمه مدتها بازی من این بود که جلد کتاب را نگاه می کردم و خودم را به شکل اون زن تصور می کردم و فکر می کردم وقتی که سی سالم بشه چگونه زنی هستم.

دو روز دیگه سی سالگیم تموم میشه ولی هنوز خوب مزه مزه اش نکرده ام.شاید امسال به جای اینکه یک زن سی ساله باشم یک مادر سی ساله بودم.

خوشحالم که هر سالی که از زندگیم می گذره احساس خوشبختی بیشتری می کنم و هر روزمو بیشتر از دیروزم دوست دارم.

مطمئنم که 31 سالگی هم به همون شیرینی 30 سالگی است و شاید هم شیرین تر...

پ.ن: یک پازل 1000 تکه گرفتیم از روز تولدم کنار میز نهارخوری باز میشه.قرارمون اینه که هر روزی که مهمون داشتیم فقط با مهمونها چند تا تیکه از پازل ها را درست کنیم  و درنهایت ببینیم که بعد از چه مدت پازلمون درست میشه.از دوستای عزیز دعوت میشه به صرف پازل به منزل ما تشریف بیاورند.

 


مانا