طعم بيادماندنی


والدين علمی

این متن را در جواب کامنتهای پست های قبل می نویسم:

امروزه با پیشرفت علم و نکنولوژی برای هر کاری دوره آموزشی وجود داره و هرکس برای یاد گیری مهارت مورد علاقه اش از کلاس های مختلف و کتاب های متفاوت و ... استفاده میکنه و حتی گذراندن دوره ICDL برای استخدام در کشور ما الزامی شده است. با این وجود من کاملا متعجبم که چرا برای کار مهمی مانند پرورش یک انسان بسیاری از ما فکر می کنند که خود بخود و ذاتی تمام فوت و فن مادری و پدری را بلدند  و احتیاجی به استفاده از دوره علمی ندارند!

در اینجا وقتی من از مشکلات پرورشی صحبت میکنم عده ای عنوان می کنند که مثلا ما چه عیبی داریم که با پرورش علمی بار نیامده ایم؟ جواب من به این دوستان این است که منظور من از عیب و ایراد این نیست که راجع به انسان دزد و چاقو کش و یا معتاد صحبت کنم. بلکه اگربطور مثال یک نفر 2 ساعت از وقتش را در روز به رانندگی در  شهر تهران اختصاص دهد  متوجه میشود که عیب و ایراد تربیت سنتی ما در کجا است!

عدم کنترل بر خشم- عدم رعایت قانون- رعایت نکردن حق دیگران- کج خلقی مداوم  و مثال های بیشمار دیگر: حسادت- دورویی- کینه ورزی- دروغ گویی- ترس و اضطراب- لجبازی- خست-عدم اعتماد به نفس- غر زدن و ... بازم بگم؟

عموم ما اشکالات شخصیتی داریم که فقط مقدارش کم و یا زیاد است . تربیت علمی به روش های ساده به ما می آموزد که چگونه  و از چه راه هایی انسان متعادلی بار بیاوریم.

یکی از این اصول، در خانه ماندن مادر تا حدود 3 سالگی است که امروزه ثابت شده نقش خیلی مهمی در سلامت روانی کودک ایفا میکند.

 لطفا مثال نیاورید که مادر من شاغل بود و خاله ام خانه دار، ولی من از سلامت روانی بیشتری نسبت به دختر خاله ام برخوردارم! انسانها را نباید با یکدیگر مقایسه کرد.عوامل متفاوتی بر روی شخصیت هر انسان تاثیرگذار است برای همین است که حتی در یک خانواده ، خواهر و برادرها دارای شخصیت های متفاوتی هستند. برای همین،هر انسان را با خودش مقایسه کنیم.مثلا خود من هم اطرافیان موفق و سالم زیادی دارم که مادران شاغل داشته اند .این افراد را با خودشان مقایسه کنید که اگر مثلا مادر این شخص تا 3 سال در خانه می ماند چقدر انسان راحت تر و کامل تری پرورش میداد.

در ضمن 3 سال ماندن خانه فقط یکی از عوامل سلامت روانی کودک است. عوامل بیشمار دیگری هم در این رابطه هستند که ممکن است خیلی از مادران تمام عمر خانه دار به این مسایل توجهی نداشته باشند!

یکی از سوالاتی که ازمن میشود این است که مگر تو انسان دست پرورده این نوع تربیت را دیده ای؟نه. ندیده ام ولی انسان هایی با نوع تربیت قدیمی و دارای نقطه ضعف فراوان زیاد دیده ام.

در ضمن راه حل های علمی،مسا یل پیچیده ای نیستند و همه با آگاهی و کمی تمرین می توانند این مسایل را پیاده کنند.در تربیت سنتی بعضی از این مسایل به صورت ناخودآگاه اعمال میشده است.مثلا در خانواده هایی با تعداد فرزند بالا، احتمالا فرزندان از لحاظ مسایل عاطفی مشکلاتی داشته اند اما به دلیل تعداد زیاد افراد خانه و درمانده شدن والدین از رسیدگی به تک تک افراد، این نوع بچه ها یاد گرفته اند که کارهایشان را به تنهایی انجام دهند و عموما انسان هایی مستقل و متکی به خود هستند.

حال تربیت علمی به ما یاد می دهد که چگونه هم انسان مستقل بار بیاوریم و هم از لحاظ عاطفی تا چه مقدار به کودک  رسیدگی کنیم.

مساله دیگر انتخاب والدین است،که تا چه اندازه از علم و روش های آن استفاده کنند.

تمام والدین با توجه به شرایط زندگی خود ،نوع خاصی از پرورش کودک را انتخاب می کنند.در خانه ماندن مادر فقط بستگی به شرایط زندگی و خانوادگی و انتخاب مادر دارد.

همه ما می دانیم که خوردن چربی و ورزش نکردن برای بدنمان ضرر دارد.چند درصد از ما با وجود آگاهی علمی، واقعا چربی و شیرینی نمی خوریم ؟مساله این است که اگر هم رعایت نمی کنیم حداقل مسولیت کارمان را بپذیریم و اگر قبل از سالهای کهنسالی دچار انواع مرض ها شدیم بپذیریم که علم و روش های علمی به ما ثابت کرده بودند که با تغذیه مناسب در آینده راحت تر و بهتر زندگی خواهیم کرد و ما خودمان این روش را انتخاب نکردیم.برای پرورش کودک نیز همین گونه فکر میکنم.اگر به روش های علمی عمل نمی کنیم حداقل مسولیت پذیر باشیم.

پ.ن: دکتر هولاکویی: هر یک ساعتی که مادر در 3 سال اول عمر کودک برای او وقت بگذارد ، در آینده 1000 ساعت راحت تر است

 

 


مانا