طعم بيادماندنی


يک پست پاييزی

-         از وقتی بچه بودم هوا که سرد میشد دستهام یخ میکرد.اصلا از دستای یخ خودم خوشم نمیامد.پدرم همیشه با دستهای بزرگ وگرمش ، دستای کوچولوی منو میگرفت و گرمشون میکرد.بعد از ازدواج منوچهر دستامو بغل میکرد و گرم می کرد.از زمان حاملگی این مشکلم برطرف شد و 2 سال راحت بودم.امسال از سرد شدن دستام فهمیدم که پاییز اومده! در عوض امسال شایا وقتی داره شیر میخوره و یا میخوابه دستامو با دستای کوچولوش میگیره و گرمشون میکنه!گاهی  لازمه جای مادر و بچه هم عوض بشه!

-         شایا عادت کرده توی خواب 90 درجه میچرخه و دقیقا عمود بر من و منوچهر میخوابه!حالا یک تخت 160 سانتی را مجسم کنید که 3 نفرآدم به این شکل روش بخوابند!کوچکتر هم که بود گاهی میچرخید ولی اون موقع سرش به سمت من بود و لگدهاشو منوچهر میخورد!!اما حالا دقیقا برعکس می چرخه و لگد هاش مال منه! البته اعتراف می کنم که گاهی شب ها که  از خواب پا میشم و گرمی دوتا پای کوچولو را زیر لپم احساس می کنم ،کیفور میشم و با لذت می خوابم.

-         قراره امروز منوچهر بره یک سفر 4 روزه.از الان دلم براش تنگ شده.آخرین سفر چند روزه اش بدون ما پارسال همین موقع بود.ولی فرقش این بود که پارسال شایا سراغ  باباش را نمی تونست بگیره ولی مطمئنم که امسال خیلی دلتنگی میکنه.

 

پ.ن:به دوستانی که بچه های بزرگتر از 2 سال دارند خواندن کتاب کلیدهای آموزش و مراقبت از" سلامت جنسی" در کودکان و نوجوانان نشر صابرین را پیشنهاد میکنم.


مانا