طعم بيادماندنی


شخصيت

تا حالا فکر کردین سه تا از خصوصیات خوب و سه تا از خصوصیات بدتون را که بیشتر به چشم میاد و بقیه شما را با این صفات می شناسند لیست کنین؟

چند روزه دارم به خصوصیات مثبتم فکر میکنم و باز درجا میزنم!

یکی از بهترین روش های خود شناسی اینه که خصوصیات خوب و بدمون را دقیقا بشناسیم و به دلایل آنها فکر کنیم.اگه فکر کنید وصفات خوب و بد افراد درجه یک زندگیتون را هم بدانید در مسیر زندگی قدم های بزرگی برداشته اید.توی کلاس رفتار با کودک به ما میگفتند که عموم والدین خصوصیات ناپسند بچه هاشونو خوب میشناسند ولی اگه بهشون بگیم چند تا نکته مثبت از فرزندت بگو باید کلی فکر کنند!

در مورد همسر و خواهرو برادرو پدرو مادر هم اگه کسی تا به حال فکر نکرده باشه متوجه میشه که چه کار سختیه!امتحان کنید.

البته یکی از اشکالات عموم والدین شخصیت سازی برای بچه هاست.مثلا یک خصوصیت خوب یا بد(فرقی نمیکنه) بچه را اینقدر برایش تکرار میکنند که آویزه گوشش میشه و در ناخودآگاه خود باور میکنه که من این شخصیت را دارم و کارهاشو بر این اساس انجام میده.مثلا من تنبلم با من شلخته ام یا من ترسو ام.دلیل این افکاردر واقع تیپ شخصیتی است که والدین و یا مدرسه به کودک تحمیل میکنند.در مورد خصوصیات خوب هم تاکید میشه که اصلا شخصیت سازی نشه مثل :من باهوشم یا من مهربانم.بچه ای که به این روش بهش تحمیل میشه که تو مهربانی ، زیر فشار سنگین مسولیت قرار میگیره و معلومه که در مواقعی که آمادگی هم نداره مجبوره که مهربان یا مثلا دست و دلباز باشه!

خصوصیات خوب و یا بد بچه ها را بدون شخصیت سازی فقط توصیف کنیم.مثلا :از اینکه به خواهرت کمک کردی خیلی خوشم اومد. نه اینکه بگوییم عجب بچه دست و دلبازی و یا چه بچه مهربونی هستی!

پ.ن: دیروز شایا برای اولین بار یک جمله سه کلمه ای گفت: مانا پو بیار.(پو اسم عروسک خرسی اش است).خیلی کیفورم!!

 

 


مانا