طعم بيادماندنی


مانای ديروزی- مانای امروزی

من قبلا کاملا آدم نتیجه ای بودم.یعنی باید به نتیجه کارم میرسیدم تا احساس خوبی در من پیدا بشه.کم کم با تمرین توانستم این روش نادرست را در خودم عوض کنم.الان احساس خوبم کاملا درونیه و کمتر بستگی به شرایط داره.یک مثال ساده اش اینه که مثلا دیشب توی سرما از این سر شهر رفتیم  یک جای دور که چیزی بخریم و مغازه تعطیل بود و من با خودم فکر کردم :اوه تعطیله پس بریم یک کار دیگه ای بکنیم.و خیلی هم اون شب بهم خوش گذشت.در صورتیکه اگه چند ساله پیش بود مطمئنم که کلی حرص بی خود وبی جا می خوردم که چرا ما اینقدر وقت گذاشتیم و به نتیجه نرسیدیم.این رشد ذهنی ام را مدیون شوهر و پسرم هستم.مرسی

 

امروز آموختم:

دکترهولاکویی:

                 - عصبانیت والدین یک بازی درونی است.وقتی از  بچه ها کار اشتباهی سر میزند به جای عصبانی شدن، فکر کنید.کجای کارم اشتباه بوده که بچه این کار را میکند و چطور میشود جبرانش کرد.(حقیقتش اینه که من هیچ وقت از دست بچه ام عصبانی نمیشم.این مطالب را برای بقیه می نویسم.)

            

                  - با خودت مهربان باش تا با دیگران مهربان باشی.

             

                 - ما می دانیم که بسیاری از چیزها خوب و درسته و انجامشون نمیدیم و یا برعکس بسیاری از کارها غلطه و انجامشون میدیم و آنوقت انتظار داریم انسان دیگری (مثل بچه ) درست و غلط ما را انجام بده!!!


مانا