طعم بيادماندنی


کارخوب. فکر خوب

- صبح که از خواب پا میشم با چشمهایی که هنوز خواب آلوده ، میرم آب جوش برای نسکافه ام میذارم و میام پشت کامپیوتر می شینم به وبلاگ خوندن.کامنت دیدن و کامنت گذاشتن.پست نوشتن.


بعد از ظهر که شایا می خوابه اولین کارم اینه که آن لاین بشم و وبلاگ بخونم...

به این نمیگن اعتیاد؟
ای جماعت کهنه کار وبلاگ بخون و وبلاگ بنویس ،  به نظر شما میشه غلظت وبلاگ خون را کم کرد؟


  فکر میکنم اگر شایا چند ساله دیگه  ساعت ها و ساعت ها بشینه پشت کامپیوتر، چگونه براش بگم که دوستی حقیقی بهتر از دوستی مجازیه؟ چگونه بگم که ورزش و هنر ماندگار تر از ساعت ها پشت کامپیوتر ماندنه؟ 

 باید کاری کنم...باید الگوی خوبی براش باشم...باید فکری بکنم...برای خودم...


- این بهترین حرفیه که از دکتر هولاکویی شنیده ام: زندگی ات را آنقدر با کار خوب و فکر خوب پر بکن، تا جایی برای فکر بد و کار بد نباشد. 


پ.ن: 2 تا پست در یک روز؟ !!باید واقعا فکری بکنم. 


مانا