طعم بيادماندنی


بیفرمایین.در لحظه زندگی کنین!

-         با وجود اینکه بیشتر وقتها وقتی چیزی به دست شایا میدم از کلمات " بیا" یا "بگیر" استفاده میکنم ، هر وقت اون چیزی به دستم میده میگه"بیفرمایین"!

-         از وقتی خواستم که کمتر بنویسم :

بیشتر می نویسم!

کامنتهای طولانی تری میگذارم! 

 ۱۰۰۰تا موضوع میاد توی ذهنم برای پست های بعدی!( 1000 تا تحریفه واقعیته.خودم میدونم!)

-    برای زندگی در لحظه چه کنیم؟

یک راه حل که خودم اختراعش کردم *اینه که یک دستبند ( از همین دستبند های زرد رنگ لاستیکی ) را در دستم میکنم- دستبد باید برای مچ کمی گشاد باشد ولی در آوردن و دست کردنش خیلی راحت نباشه- هر وقت که ذهنم از "حال" دور شد دستبند را از این دست بر میدارم و به دست دیگرم می بندم.مهم اینه که متوجه میشم که ذهنم در حال پروازه.این کار مثل یک تلنگر می مونه.بهم یاد آوری میکنه که کجایی؟ دوری؟ برگرد و همین جا باش.

بعضی روزها ممکنه بارها از این دست به اون دستم بره!  ولی وقتی چند ساعت دریک دستم میمونه احساس خیلی خوبی بهم میده. 

 پ.ن1: من یک هفته است که این کار را میکنم و نتیجه طولانی مدتش را نمی دانم.اگر کسی خواست امتحان کنه خوشحال میشم  نظرشو بدونم.

پ.ن 2:فرزانه .هستی؟

پ.ن3: شوهر جونم.پس چی شد این " کار"؟ 

* یک نمونه متفاوت از این منظور را در برنامه ای از اپرا دیدم. 


مانا