تک فرزندی و خیال پردازی!

من تازه متوجه شدم که چرا وقتی یک کتاب میگیرم دستم ، تا تمام نشه زمین نمیذارمش.حتی به قیمت افتادن از خواب و خوراک و... 

وقتی که به آخرین خط کتاب می رسم تازه می تونم به زندگی معمول خودم برگردم.

 

وقتی 95 اپیزود سریال lost  را در 16 روز دیدم ، همه چیز خوب بود .الان که مجبورم برای دیدن هر اپیزود یک هفته صبر کنم ، فیلمنامه نویسی ذهنی بنده شروع شده. تا حالا صد نوع مختلف از پایان سریال را پیش خودم مجسم کرده ام!

در اون 16 روز اول من تسلیم نویسنده های سریال بودم.    تسلیم مطلق!   گاهی بد و بیراه هم نثارشان میکردم ، ولی زمانی برای تفکر  وعوض کردن ذهنی داستان نداشتم. الان که زمان فکر کردن دارم، سریال lost   در ذهن من صد نوع پایان داره که خودم دوستشان دارم!

در مورد کتاب هم همینه.اگر وسط کتاب خواندن وقتی به ذهنم بدم، اینقدر به بقیه داستان فکر میکنم  که  دیگه داستان اصلی  نمی تونه واقعی باشه.یکی از چند تصویری میشه که  در ذهن من وجود داره.برای همین اینقدر سریع باید تمومش کنم که" کتاب واقعی" در ذهنم بمونه.

   

"این هم از نشانه های بچه تک: اونها با خیالاتشان زنده اند!!"

/ 8 نظر / 13 بازدید
ز-ب

سلام ..وبلاگ خودمونی و جالبی دارین به ما هم سر بزنید...

ياسمن

نه مانا جون.این ربطه به تک فرزندی نداره. من که تک نبودم هم صبح تا شب کارم همینه!

مامان نیکا

سلام مانا خانوم اول از همه متشکرم از اینکه می تونم گاهی به وبلاگ شما سری بزنم و بیشتر بدونم. نیکا جون 12 اردیبهشت 2 سالش می شه و مهد هم میره ولی جدیدا" اون شجاعت قبلی اش را نداره و همه اش اضهار ترس از تاریکی سوسک سر و صداو.. میکنه خیلی هم شب ها خواب میبینه .آیا شما کتاب یا سایت یا ... خودتون... میتونین کمکم کنید که علتش را بدونم . نگرانم مرسی

مريمي

سلام و خسته نباشيد مانا جان دو پيشنهاد در فرصت يك هفته اي هم ميتوني سريال Prision breakو يا سريالي واقعي تر Desprated housewife را ببيني دومي كه محشر بود اينجوري ديگه ذهنت پايان سازي براي لاست نميكنه.

مرضیه

دخترک من هم خیلی خیال پردازه!نمی دونستم ربط داره ممنون [قلب][گل]

لیلا مامان پویان

سلام دوست من مدتیست که با شما همراهم و دوستتان دارم باز هم بنویسید زیبا مینویسید

ماه رقصان

مامان مانای ناز و گل و گردالی! بینهایت خوشحالم که تصمیم به دوباره مامان شدن گرفتی. بعضی آدمها جون می دن واسه مامان بابا شدن . اینقدر که متعادل و به صلح رسیده اند.... دلم برات تنگ شده بود .... شایای نازت رو ببوس و به همسر گلت سلام برسون.... هنوز هم گاهی می رم کاخ یادتون می کنم. مثل همیشه خوش و خرم باشین ارادتمند : ماه رقصان

مریم

نی نی جان آمدند؟[قلب]