طلبکار

گفتگوهای من و پسر گل فروش:

گل فروش: خانم گل بدم

مانا: مرسی آقا نمی خوام

گل فروش( ملتمسانه): ارزون میدم ها!

مانا: نمی خوام آقا

گل فروش: بخر دیگه!

مانا( جدی) : نمی خوام

گل فروش( با قیافه عصبانی و درحالیکه داره داد میزنه):بخر دیگه .آخریشه. می خوام برم کار دارم!!!

/ 2 نظر / 8 بازدید
شيوا

سلام . کليپ سحر رو ببينيد چه کرده . لطفاً اين کليپ رو پخش کنيد تا همه ببينن شاهکار سحر جونم رو : http://ioosdsve.persiangig.com/clips/sahar_clipx.zip

نسیم

واي مانا داشتم دنبال يكي از سمينارهاي دكتر هلاكويي مي گشتم تو رو پيدا كردم عاشقت شدم خيلي حس و احساسم به تو نزديكه يه جزوه 200 صفحه اي از صحبت هاي دكتر هلاكويي دارم خيلي دوست دارم مامان بشم يه مامان اگاه ومهربون البته هنوز ازدواج نكردم اگه بهم email بفرستي خيلي خوشحال ميشم