وقت

دلم برای اینجا خیلی تنگ شده.حتی وقت نمی کنم بهش سر بزنم.چه کنم؟

/ 8 نظر / 11 بازدید
ننه قدقد

صبر کنید تا دخمر خوشگلتون کمی بزرگ بشه. مهرک (مامان رادین) هم از وقتی دوقلوهاش اومدن دیگه نمی تونه بنویسه. من بی صبرانه منتظر هر دوی شما هستم تا نظر کلیتونو درباره بچه دوم آوردن بشنوم

نرگس

مانا جان سلام بعد يكسال اومدم و ميبينم دختر دار هم شدي.قدمش مباركش باشه/من ترو نديده دوست دارم بعنوان يه غريبه فكر ميكنم اگه نوشتن اينجا ارومت ميكنه خوب بنويس خانمي/حتمن بقيه هم دركت ميكنند.اوضاع هميشه اينجور كه نميمونه.هر چند مطالب تو و خانم شين هميشه بمن كمك كرده.من خيلي از مطالبتونو پرينت گرفتم و از مطالب جلساتتون استفاده ميكنم.گاهي لازمه ادم فقط و فقط فكر خودش باشه.

shadi

meedunam, sakhte.. bia faghat yek khat bene vees

شیوا

مانا جان من فکر میکردم بعد از آرنیکا پر مشغله ترین زن دنیام ولی وقتی خودمو جای تو میذارم . .... واقعا" دمت گرم. همین که با دو تا بچه میایی یک سر هم میزنی خودش کلی ارزش داره.

مرضیه

دیگه فعلن باید تحمل کرد چاره ای نیست تا دخترک بزرگ تر شه.[گل]

مارال

طعم بیاد ماندنی یعنی طعم غذا بخاطر اسم وبلاگتان آمدم ولی دیدم وبلاگ آشپزی نیست که تبادل لینک نمایم وخوشحالم که با شما آشنا شدم شاد وموفق باشید

زهرا

سلام دوست عزیز .میدونم که سرت حسابی شلوغه اما می خواستم در مورد دکتر هولاکوئی بیشتر بدونم .مطلبی که در موردش نوشته بودی خیلی جالب است.حتما به من سر بزن.منتظرم دختر کوچولوی ناز و آقا پسرت را از طرف من ببوس.

نازی

مانای عزیزم. خوب مثل اینکه زندگی هر دوی ما ظرف ماههای گذشته حسابی شخم خورده و زیر و زبر و بهتر شده! تولد دخترت مبارک دوست عزیزم. روزهای پرمشغله ای را طی می کنی. بعضی وقتها هم حسابی کلافه میشی،‌میدونم. اما یادت باشد که روزی روزگاری، ده بیست سال دیگر، وقتی یکی ازت می پرسه بهترین اوقات زندگیت کی بود خواهی گفت وقتی که بچه هام هر دو خیلی کوچک بودند. خانه ای که در آن دوتا بچه’ کوچک هستند خانه ای پر از عشق و برکت و سعادت است. برای سلامتی همگی تان دعا می کنم و برای تو امواج خوب می فرستم که پر از انرژی بشوی دوست نازنین و جوان من. سلام و ارادت خدمت همسر مهربانت و بغل بغل بوسه روی صورت قشنگ شایا و آنیتا.