گاو کثیف

- شایا لباس ها و کفش و کلاهش را خودش باید انتخاب کنه.برای همین برای ما کاملا  عادیه که یک روز گرم چکمه و دستکش بپوشه و یا در زمستان کفش صندل! ( البته این اتفاق جند بار بیشتر نیفتاده!) ولی بعضی از لباس ها و کفش هایی را که خیلی دوست داره مدام می پوشه وممکنه چند جفت کفش و بعضی از لباس هاش اینقدر پوشیده نشوند که دیگه براش کوچک بشه.

 

- دیروز شایا با منوچهر لگو بازی میکردن و شایا پیشنهاد های عجیبی می داد.مثلا بیا یک گاو کثیف درست کنیم.یا بیا یک خروس کثیف درست کنیم.من یک کم تعجب کردم که چرا همه چیز را باید کثیف درست کنند؟ بعد یادم اومد که صبح شایا را به کارواش برده بودیم و من براش توضیح داده بودم که ماشین چقدر کثیف شده و بعد از شستن چقدر تمیز میشه.اون هم در لگو بازی هاش یک حیوان کثیف درست میکرد و بعد به کارواش می بردش تا تمیز بشه.نکته جالب این بود که دقیقا شایا کثیفی را یک امکان ذاتی برای حیوانش می دید. و فکر میکرد که باید حیوان را کثیف درست کنه تا بعد بتونه بشورتش و تمیزش کنه. و این نکته را نمی دید که می تونه یک گاو درست کنه و بعد کثیفش کنه و بعد بشورتش.

یاد قضیه " من بدم .تو خوبی " بچه ها افتادم.که در این سن و سال با هر کار بد و اشتباهی که ازشون سر میزنه  فکر میکنند ذاتشون بده و خود را موجود" بدی " می دانند.   و نه یک" بچه خوب" که کار " بدی " کرده است.

و این موضوع که ما به عنوان والدین چقدر باید بر " خوب " بودن آنها تاکیید کنیم و هرگز_ به خاطر کار اشتباه_ به بچه ها نگوییم که تو بچه بدی   هستی.هرگز.

 

- برنامه the moment of truth   یکی از اون برنامه هایی است که من نمی تونم درکش کنم.یکنفر حاضر میشه به خاطر جوایز بالای این برنامه دستگاه دروغ سنج را به خودش ببنده و جلوی فامیل و دوستانش سوالات بسیا رسختی را جواب بده و به ازای هر سوال درست مبلغ زیادی پول ببره.البته هرکجا که بخواد می تونه جایزه اش را بگیره و از جواب سوال های بعدی منصرف بشه ولی اگه جواب یک سوال را دستگاه دروغ سنج اشتباه بدونه تمام جایزه اش می پره.حالا سوال هایی که ازشون میشه گاهی  واقعا دردناکه .مثلا از شوهری در جلوی زنش پرسیده میشه که تا حالا با زن دیگه ای بودی؟ که خب دم برنامه گرم! مجبور میشه جواب واقعی را بده.ولی بعضی وقت ها می پرسه آیا تا به حال به زن دیگه ای فکر کرده ای؟ (ممکنه برای خیلی از آدمها جواب دادنش مشکل باشه!) یا به نظرت دوست دخترت آدم خسته کننده ای است؟ و شرکت کننده به چشم های دوست دخترش نگاه میکنه و مجبور میشه بگه : بله!  یا هزار تا سوال سخت دیگه راجع به مادر و پدر و دوست و شغل و ...

 

سوال هایی که مربوط به " عمل " میشه به نظرم می تونه قابل پیش بینی برای شرکت کننده باشه.ولی سوالاتی که مربوط به " ذهن و فکر" میشه همیشه سخت ترین سوالاته.

آیا شما حاضرین در این برنامه شرکت کنین؟ 15 تا سوال شخصی جواب بدین و صد هزار دلار ببرین!

 

/ 14 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بانو ه 2 چشم

من در مورد اعمالم هم مشکل دارم چه برسه به افکارم! فکر کنم سوال دوم پول رو بگیرم برم اگه سوال اول انصراف ندم. نکته کثیفی هم خیلی قشنگ بود.

مانا

به رضا: من هم موافقم و انسانهای روراست و صادق را تحسین می کنم.جای تاسفه که فرهنگ ما پر است از دورویی ها و یا به قول تو دروغ ها به ماه رقصان: شنبه ها صبج و بعد از ظهر یا کانال mbc4 و یا dubai one. ببخشید از این اطلاعات کامل !![زبان]

رضا

اصل زمان برنامه چهارشنبه شبها است از ام بی سی 4

شبنم

سلام خیلی قشنگ و ظریف می نویسین. ظرافت احساساتتون قابل تحسینه .خوش به حال شایا با این مامان. موفق باشید.

مامان فراز

این امکان کثیفی ذاتی خیلی با نمک بود. امان از این بچه ها. من راستش نه به خاطر شجاعت و شایدبیشتر به دلیل بی سیاست بودن و ناتوانیم تو فیلتر کردن احساسات و افکار و اعمالم، با افراد نردیک خانواده ، مشکلی ندارم یعنی مخفی نیست چیزی برای اونها ولی مطرح کردن برخی از این مواردی که برای خانواده مخفی نیست ،در حضور دیگران(تماشاگران) که می تونند فامیل و دوستان باشند مشکل دارم و نمیتونم واکنش اونها رو از دونستن حقایق و تجسمشون از خود واقعیم تصور کنم. در حقیقت من از واکنش کسانی نگرانم که ربطی هم به خط سیر زندگیم ندارند و اگه این برنامه بدون حضور تماشاگران برگزار میشد ، ما په پول اساسی به جیب میزدیم.

امیرحسین

100 درصد یعنی میشد اینجا هم از اون مسابقه ها برگذار کنن؟

مريمي

با اجازه ماناي عزيز گاهي پاسخ بعضي از سوالها را خودمون هم نميدونيم. اما بياييد با خودمون صادق باشيم. به اين مسابقه كاري ندارم. واقعا حاضريم به اين سوال جواب بدهيم كه "آيا اكنون كه با همسرتون زندگي مي كنيد، هنوز دوست پسر سابقتان(يا دوست دختر سابقتان) را دوست داريد و حاضريد با او زندگي كنيد؟ چند نفرمون صادقانه به اين سوال جواب مي دهيم؟ و يا جواب درست مي دهيم. من فكر مي كنم بدون در نظر گرفتن اينكه چه جوابي بايد بدهيم ، طرح بعضي از سوالها گاهي اصلا ضرورتي ندارد و اين ربطي به صداقت و يا دروغ ندارد. قصدم اين نيست كه دروغ را تحسين كنم و اعتقاد هم دارم كه صداقت بايد اساسي ترين و مهم ترين اصل زندگي و روابط انساني باشه. اما من فكر مي كنم كه بعضي موارد دروني ترين لايه ذهني انسان است و يك حريم خصوصي كه مال خود خود آدم استو بدون اينكه بخواهيم دروغ بگوييم يا كسي را بازي بدهيم براي خودمون داشته باشيم و ضرورتي هم به بيان آن نيست.و بيان نكردن حقايق با صادق نبودن متفاوت است.

نادر

مسئله بیش از هر چیز در نوع سوالهاست. من فکر می کنم که خیلی ها (شامل خود من) حاضر باشند در مسابقه شرکت کنند به شرطی که سوالها محدود به اعمال باشه. اما سوالها به محدوده افکار وارد بشه، ماجرا پیچیده میشه. چه کسی می تونه ادعا کنه که افکار نامربوط، وحشیانه یا خجالت آور نداشته؟ مشکل از اینجاست که ما می تونیم اعمالمون رو کنترل کنیم و اعمال و رفتار انسانی و متناسب با شخصیتمون داشته باشیم. اما افکار آدم ( که خیلی هاش هم ناخودآگاهند) اونقدرها در اختیار آدم نیست. من به عنوان یک آدم خیلی آرام و خیلی اخلاقی که تلاش می کنم که رفتار خیلی متمدنانه از خودم بروز بدم بارها در فکرم (معمولا ناخودآگاه) خواستم که کسانی رو بکشم یا حاهایی رو با بمب نابود کنم. سوال < آیا شما تابحال آدم کشتید؟> می تونه واقعیت وجود من رو نشون بده اما فکر نمی کنم که سوال <آیا شما تابحال به کشتن کسی فکر کردید؟> چیزی در مورد حقیقت وجودی من نشون بده.

آرام

مانای عزیز سلام . امشب با وبلاگ زیباتون آشنا شدم . توجه به نکات ریزی که در خصوصیات بچه ها داشتین برام جالب بود . وبلاگ پسر گلتون رو هم دیدم ، خیلی جالب بود .

من

وایییییی!!! این قضیه ی گاو کثیف خیلی خالب بود در مورد برنامه ی the moment of truth ، منم موافق نیستم. اما با همه ی بدیش به آدم یاد می ده که اگه صادق باشی، می تونی تو زندگی میلیون ها "صد هزار دلار" ببری![چشمک] موفق باشی[گل]