پسرها

از روزی که دکتر مهدیزاده در سونوگرافی هفته 16 بهم اطمینان داد که کودک درون رحمم پسر است سوالات نا پخته من از منوچهر شروع شد.اگه تو مدرسه دعوا کرد بهش چی بگم؟ اگه اینجوری شد چه کار کنم؟ اگه این حرف را زد چی بهش بگم؟  درسته که الان بسیاری از این سوالات برام خنده داره و متعجبم که من چی فکر میکردم که هنوز بچه به دنیا نیامده نگران 10 سال آینده اش بودم! اما برای دختری که برادر نداره " پسر" یک موجود پر رمز و رازه.

هنوز هم تمام اخباری که مربوط به پسر هاست را با اشتیاق دنبال می کنم.مدام از کودکی منوچهر می پرسم.در مهمونی ها به پسر بچه ها توجه میکنم.به کودکی های پسر عموهام و پسر خاله ام فکر میکنم که چگونه بازی میکردن.هر کسی خاطره ای از پسرش تعریف میکنه با ولع گوش میدم.

دلم می خواد بدونم که چگونه به دنیا نگاه میکنند؟ دلم می خواد بدونم که تستوسترون با بدنشون چه کار می کنه؟ دلم می خواد بدونم که "استفاده شون از  سمت راست و چپ مغزشون  با دختر ها  فرق داره" یعنی چی؟

چرا اینقدر " عضله" و " قد بلند " براشون مهمه؟ چرا روز اول مدرسه " پسر ها" بیشتر از " دختر ها " گریه میکنند؟ چرا...؟ چرا....؟....

 

/ 20 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرزانه

من فعلاً جفتش را هم ندارم چه دختر و چه پسر ، یعنی منظورم اینه که فعلاً نمی تونم احساسش را بفهمم تا به امید خدا همین چد ماه آینده که باردار بشم و بتونم این حس را درک کنم . ولی چیزی که می خواستم بگم اینه که خیلی خوشحالم که دوباره جواب کسانی رو که می آیند و مطالبت را می خو انند را می نویسی ، چون این به نظر من خیلی کار قشنگی هست و احساس می کنم یک جور احترام گذاشتن به خواننده است ، یکی از دلایلی که من این وبلاگ را همیشه دنبال میکنم اینه که احساس می کنم اینجا احترام متقابلی بین همه هست . شاد باشی [گل]

فرزانه

من فعلاً جفتش را هم ندارم چه دختر و چه پسر ، یعنی منظورم اینه که فعلاً نمی تونم احساسش را بفهمم تا به امید خدا همین چد ماه آینده که باردار بشم و بتونم این حس را درک کنم . ولی چیزی که می خواستم بگم اینه که خیلی خوشحالم که دوباره جواب کسانی رو که می آیند و مطالبت را می خو انند را می نویسی ، چون این به نظر من خیلی کار قشنگی هست و احساس می کنم یک جور احترام گذاشتن به خواننده است ، یکی از دلایلی که من این وبلاگ را همیشه دنبال میکنم اینه که احساس می کنم اینجا احترام متقابلی بین همه هست . شاد باشی [گل]

سولی

چه جالب ، من هم همین سوالات تو ذهنمه حالا خوبه که من یک برادر کوچکتر از خودم دارم با این همه هنوز از نظر من همون که گفتی پسرا پر رمز و رازند.

شکیبا

من که بین دو تا خواهر زاده ام اختلافات واقعا زیادی می بینم.برای علیرضا همه چیز خیلی ساده و راحت حل و فصل میشه هم تو خونه هم تو مدرسه با دوستاش و هم با دخترا. یعنی کلا زندگی رو خیلی ساده می گیره ولی برای تینا روابط خانوادگی و دوستانه ای که داره واقعا پیچیده است و اگه در گیر یه رابطه عاطفی بشه انقدر تو اون غرق می شه که از کار و زندگی می افته.

مانا

به فرزانه: خیلی دلم می خواد همیشه جواب ها را بدم.گاهی واقعا فرصت نمیکنم.خوشحالم که به اینجا سر میزنی[لبخند]

نگار مامان محمدمهدی

منم همیشه دوست دارم احساس خواهر بودن و خواهر داشتن را حس کنم. اگه میخوایی بری کندوان بدو بیا [چشمک]

فرانک

شایا و دعوا [تعجب] بقول نادر خان فوتبال حرف اول زندگی پسر بچه هاست . حالا توباید بفهمی که شایا طرفدار کدوم تیمه (استقلال یا پرسپولیس) [چشمک] بقیه اش حل میشه عزیزم

امیرعلی سیسی

سلام ، با اينكه 24 سال بيشتر ندارم ولي از الان آرزو ميكنم بچم پسر باشه... به شما هم تبريك عرض ميكنم . پسر بجه بايد همه چيز رو داغون كنه ، اگر اسباب بازيش رو خراب كرد هيچ وقت دعواش نكنيد ! اعتماد به نفس و نه غرور رو توش پرورش بديد ، اگر گريه كرد بهش نگيد مرد كه گريه نميكنه ، نزاريد احساساتش خفه بشه ! اگر فحش ركيك رو ياد گرفت ، بزاريد ياد بگيره ، اجازه بديد لات بازي هاش رو تو سن 12 تا 16 سالگي بكنه تا بفهمه فايده نداره ! اگر دوست دختر داشت ، تشویقش هم بکن تا دختر رو خوب بشناسه ! اینا چیزاییه که من از پدر ماردم گرفتم و حس میکنم خیلی تاثیر خوبی داشت ! اگر هم روزی در سن 24 سالگی اومد گفت مامان من میخوام با دختری که 4 ساله باهاشم ازدواج کنم ، سریع بهش نگو نه ، واسه تو زوده ، تو باید بری خارج ادامه تحصیل بدی ، زن جیه ؟ ازدواج چیه ! چون اون وقته که اصلا دلش نمیخواد درس بخونه! ( آخرش یه ذره درد و دلم بود)

امیرعلی سیسی

خیلی احساس خوبی دارم که این حرفا رو به شما زدم ! چون همیشه دوست داشتم این حرفا رو به کسی بزنم که واسه شنیدنش شوق داره... در هر حال شایدم شما با خیلی هاش مخالف باشین... آرزوی سلامتی و موفقیت دارم برای همه ی اعضای خانوادتون ، شاد و سبز باشید همیشه

علی

ساده بگم کفرت رو در می آره!!!!!