حال بهاری من

عاشق هوای بهاری تهرانم، وقتی که آسمان آبیه آبیه،بالای کوه ها یک کم برف سفیده...

دلم می خواد برم پیاده روی

دلم می خواد سفره هفت سین بچینم

دلم می خواد با شایا بریم ماهی قرمز بخریم

دلم می خواد برم یک روپوش و روسری بهاری خوشگل بخرم( با هیکل ۶ ماه حامله ام چه کنم؟!!)

دلم می خواد بریم مسافرت

دلم می خواد زودتر عید بشه

/ 16 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پگاه

تولد شایا مبارک. منم خیلی عاشق بهار و خصوصا هوای فروردین ماهم. از حالا بدجوری بوش همه جا پیچیده و مستمون کرده...راستی نی نی کوچولو دختره یا پسر. هنوز به شایا نگفتید؟از شکمتون تعجب نمی کنه؟ دلش نمی خواد بزنه رو شکمتون یا بیاد بشینه روش؟دارا که خیلی دلش می خواد شاید چون خیلی کوچولوست

مرجان(مامان سامیار)

تولد شایا عزیز مبارک.خیلی دلمون براش تنگ شده.لطفا یک ماچ حسابی از طرف خاله مرجان.

طاهره

تولد پسر گلت مبارک

روناک

مانا جون فضولی کردم کامنت دوستا رو خوندم و فهمیدم تولد گل پسرته... تولد شایای عزیز مبارک

وحید صاذقی

نویسنده: وحید صادقی جم پنجشنبه 8 اسفند1387 ساعت: 15:28 "کراواتی ها به بهشت نمی روند !!!"......... چهل پنجاه ساله های تهرانی ، خوب یادشان است که اوایل انقلاب ، خیابان پهلوی اسبق ؛ مصدق سابق ؛ ولی عصر امروز ، حد فاصل دوراه یوسف آباد تا میدان ولیعصر ، مدت مدیدی شده بود پاتوق انواع دست فروش ها ! به طوری که تمامی پیاده روی پهن خیابان ، آن چنان اشغال شده بود که به جز باریکه راهی تنگ ,راهی برای عبور نبود. ابتدا دست فروش های لباس ،هر از جایی بساطشان را پهن کردند و صدای اعتراض مغازه دارها هم به جایی نرسید ! کم کم ؛ از هر صنف و دسته ای که فکرش را بکنی ، یک شعبه بساطی در کنار پیاده رو خیابان مصدق آن روز ، زده شد. قیمت هاشان هم ،خوب ؛ مناسب حال بود و مشتریانشان هم هر روز بیشستر از دیروز ! بساطی ها که دیدند کارشان گرفته و شهر هم شهر هرت است و بی قانون ! به فکر سرپناهی افتادند که هم از آزار و آسیب برف و باران و باد و آفتاب در امان باشند و هم اینکه سر قفلی بساطیشان را تثبیت کنند . به همین خاطر هم هر یک به وسعش چادری علم کرد و به جای بساطی ؛ دکه و دکانی به هم زد . تا آنجا که تا چشم به هم بزنی ، تمام پیاده روی خیا

روناک

مانای نازنین؛ منم عاشق سبک نوشتار و احساس پاک تو هستم کاش تو ایام دانشکده که فرصت دیدار بیشتر بود، کشفت کرده بودم

روناک

http://www.professorsoltanzadeh.com/mednews.HTM مانای عزیز سایتی رو که برات فرستادم چک کن.

نازنین

می یاد عزیرم عید هم می یاد ناقلا تو دلتنگ امدن عیدی یا عجله داری برای نی نی ... [شوخی]

بهنوش

سلام خوبی؟ به وبلاگ من هم یه سری بزن ضرر نمیکنی.[نیشخند]

مانا

به toitelet: من هم [شوخی] به ننه قدقد:[خنده] به آیدا: دختره[قلب] به پگاه: چرا بهش گفتیم و میدونه که داره خواهر دار میشه[لبخند] به بهاره و طاهره و مرجان: مرسی .بوس زیاد. دلم برای همه تون خیلی تنگ شده[ماچ] به روناک: مرسی عزیزم.[قلب] به نازنین: اول عید بعد نی نی[چشمک] به بهنوش: چشم اگر وقت کنم!